آرین جون تا امروز که . . .
سلام ارین جون مامان الهی قربونت چه خوب شد که تونستیم دوباره وبلاگتو بروز کنیم و مشکلش برطرف شد .آرین جون مامان تا امروز که یکسال و هشت ماه و سه روزش هست میتونه این کارها رو انجام بده واین چیزا رو بگه .جیگر مامان کلمات و جملاتی که میگه:
آب آب بده آب بریز . توپ . به هرچیزی که بخوای میوه یا یه غذایی که توش گوشت قلقلی یا لوبیا میگی دیقا دیقا البته انقدر ناز میگی که باید گازت گرفت به پرتقال میگی پ پ ت قال انقدر این کلمه رو عجیب ولی بامزه میگی که نمیشه نوشت فقط باید شنید بلدی بگی شکلات ولی میکی دیقیلات به عکس میگی عیس با یه تاکید روی حرف ی دیگه اینکه به ماشین میگی ماش بهت میگم کلاغه میگه : میگی قار قار ببعی میگه : میگی بع بع جوجه میگه :میگی جیک جیک هاپو میگه :میگی هاپ هاپ . ازت میپرسم آرین جون ساعت چنده میگی دوازدست .میگم آرین جون عشق من کیه : با دستت میزنی رو شکمت و میگی من یا منم .آرین جون بابا کجاست میگی د دس. چشمات رو باز میکنی میگی بابا لفت ؟ که یعنی همون رفت . آرین جون کجایی؟ میگی من اینجام . یا میگی ما اینجاییم. هرروز هزار بار میگی مامان مامان دد مامان دد . مامان بابا لفت ؟ بابا لفت. جدیدا به توپ میگی توپا.یه چیزی که بخوای بگی بدم دستت میگی مامان دست.به اتاق میگی اتاخ. میگم بگو بهار میگی بابار .بگو تینا میگی نانا هروقت کارت به سپهر گیر باشه خیلی ناز میگی سپهر.میخوای یه چیزی رو جاییکه میخوای بزارم میگی مامان اینجا اینجا انگشت اشارتم هی میکوبی به همونجا تا بفهمونی که بزارم برات جاییکه میخوای.میری از تو کابینت بشقاب بر میداری میاری بعد میگی مامان مامان بعد انگشتت رو میبری تو دهنتو به تو دهنت اشاره میکنی و میگی آآآآآآآآآآآآ یعنی که گشنته.هرچیزی رو ازت بخوایم میدویی و برامون میاری صدای غذاساز سشوار جاروبرقی رو درمیاری .هروسیله خونه رو هم بگم تشخیص میدی و میاری یه عکس به دیوار خونمون هست که همه خانواده مامان بابا توش هستن وقتی بابا بهت میگه مثلا بابایی مامانی سپهر یا هرکس دیگه تشخیص میدی و سرسع نشون میدی این عکس تقریبا توش 30 نفری هستن.عکست رو نشون میدم میگم اون کیه قبلنا میگفتی باباس ولی الان میگی مامانه . یه مدت از خواب بیدار میشدی میگفتی باباش باباش . یه مدتی هم به مامان گفتی ماماش.آهنگ که میشنوی سریع شروع به رقصیدن میکنی چند تا حرکت بابا بهت یاد داده که باعث شد نانازی تر برقصی .تا زنگ در رو میزنن میری جلو آیفون میگی باباس البته با هیجان وذوق وحشتناکی.بلدی بگی دوش . ماست .موز.آرین جون بگو مرسی:میگی مسی.بلدی بگی جوجو . گیلاس ولی انقدر سخت میگی که نمیتونم کلمه ای که میگی رو بنویسم.وقتی کسی ازت بوس بخواد بوسی بریز وبپاش میکنی که بیا و ببین مخصوصا عمو حسین و خاله بهار که جز عشقات محسوب میشن . میخوای بگی سوار ماشین بشیم میگی هان هان هان .وقتی خیلی خوابت بیاد میای میگی مامان دس بعد دست منو میگیری و میگی بابا بعد به اتاق اشاره میکنی و دست منو بابا رو میگیری و میبری تو اتاق که سه تایی بخوابیم / میگم آرین جون یه لالایی بخون شروع میکنی به آهنگ زدن .عاشق این هستی که سوار ماشین خاله بهار و یا عمو حسین بشی جز این دوتا ماشین به ماشین کسه دیگه ای خیلی علاقه نشون نمیدی.شب دارم برات لالایی میخونم به این قسمت میرسم میگم لالا لالا گل لاله چی میگن دایی و خاله یه دفعه ارین جون تو اوج خواب دستهاشو دور هم میچرخونه و میگه هان هاااااان هاااااااااااان.همه اعضای بدنت رو میشناسی ولی فقط میتونی بگی دست و پا حتی سیبیلات رو هم میشناسی.


آرین جون تا امروز که . . .
